چگونه یادگیری را به یک عادت تبدیل کنیم تا کلید موفّقیّت در زندگی‌مان شود؟

یادگیری مادام‌العمر به چه معناست؟ اگر این عبارت را در گوگل سرچ کنید،‌ اولین تعریفی که می‌خوانید این است: «یادگیری مادام‌العمر پیگیری مداوم، خود‌جوش و داوطلبانه‌ای است برای دانشی که در زندگی حرفه‌ای و شخصی به کار می‌آید». زمانی که واژۀ یادگیری را می‌شنویم یا بیان می‌کنیم بیش‌تر توجّهمان به دوران تحصیل است. دوران مدرسه و دانشگاه که توانسته‌ایم مدرکی کسب کنیم. قطعا این تحصیل به ما کمک کرده‌است تا بهتر زندگی کنیم، شغل پیدا کنیم و موقعیّت اجتماعی بالاتری داشته باشیم اما یادگیری فقط به تحصیل در مراکز رسمی محدود نمی‌شود. یادگیرندۀ مادام‌العمر فردی است که از زمین و زمان یاد می‌گیرد. منتظر هر فرصتی برای یادگیری است یا حتی خودش فرصت را برای خودش می‌سازد. دوستی تعریف می‌کرد اگر در اتوبوس ببیند که مسافر دیگری مشغول کاری است که می‌شود یاد گرفت با دقّت به کار او نگاه می‌کند تا یاد بگیرد.

چرا نمی‌شود یادگیری را متوقّف کرد؟ چرا باید به دنبال یادگیری باشیم؟

از کودکی تا اواخر دهۀ بیست سالگی به دنبال کسب علم ودانش هستیم تا بتوانیم از این علم و دانش برای سال‌های بعدی زندگی نیز استفاده کنیم. این فرض کمی عجیب است! چطور می‌شود با ۲۰ سال تحصیل پاسخ تمام سال‌های بعدی زندگی را داد؟! گاهی پیش می‌آید که از خودمان می‌پرسیم چطور یک نفر آن قدر موفق شده‌است. گاهی پیش می‌آید که می‌بینیم فردی با این که رشته و سابقۀ شغلی ما را ندارد به خوبی دربارۀ حوزه‌های شغلی ما اظهار نظر می‌کند و به درستی هم این کار را انجام می‌دهد. اگر از او سوال کنیم، به احتمال زیاد یکی از راهکارهایی که پیشنهاد می‌دهد یادگیری آن‌چه خودش واقعا نیاز داشته است. یادگیری کلید موفّقیّت در زندگی است چرا که شما گزینه‌های بیش‌تری در اختیار خواهید داشت تا انتخاب کنید، تا زندگی‌تان را بچرخانید، تا حرفی برای گفتن در دنیای پرتلاطم و پرتغییر امروز داشته باشید. سوال بعدی این است که چطور می‌توانیم شروع کنیم؟

پرورش ذهنی آزاد و رشدگرا. اوّلین قدم پرورشِ ذهن است، ذهنی که آمادۀ دریافت اطلاعات جدید است حتّی اگر بر خلاف آن‌چه تصوّر می‌کرد، باشند. خودمان را از پیش‌فرض‌ها و قطعیت‌ها آزاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات جدید را بپذیریم. مایل باشیم تا با سوالات جدید به چالش کشیده بشویم. پرورش ذهنی مستقل و آزاد به ما کمک خواهد کرد تا اطلاعات‌مان رشد کند و در جای خود از آن استفاده کنیم. باور دیگری که باید در ذهن‌مان پرورش دهیم این است که می‌توانیمم با تلاش بهتر باشیم. تلاش و همّت قطعا نتیجه می‌دهد. این همان آرایش ذهنی رشدگرایی (Growth Mindset) است که کارل دیوک روان‌شناس معرفی می کند.

هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی. بعد از این که ذهن خود را آماده کردیم، وقت آن است که به یادگیری عمل کنیم! به دنبال خروجی باشیم. همان‌طور که برای سایر کارها برنامه‌ریزی می‌کنیم لازم است لیستی تهیّه کنیم از آن‌چه می‌خواهیم یاد بگیریم. بدون هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی به آن‌چه می خواهیم نمی‌رسیم. بهانۀ نداشتن وقت کافی نیست اگر خوب به گذراندن وقت‌مان دقّت کنیم حتما دقایقی در روز را می‌توانیم برای یادگیری خودمان، بدون آن که کسی مجبورمان کرده باشد،‌ پیدا کنیم. دکتر رضایی زاده عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی سوال زیبایی را همیشه یاد‌آوری می‌کند: «بعد از مرگت دوست داری به چه عنوان از تو یاد کنند؟». او ادامه می‌دهد: «آیا می‌دانی قرار است سی سال بعد کجا باشی؟ سی سال نه، بیست سال، بیست سال نه، ده سال بعد چطور؟ هنوز نمی‌دانی؟ پنج سال بعد؟ آن چه فقط در ذهنت می‌خواهی کافی نیست. باید برنامه‌ریزی کنی». یادمان باشد هدف‌های مبهم و کلی مثل خواندن کتاب x به ما کمک نمی‌کند. مشخّص کنیم این کتاب را در چه ساعتی، چه روزی و به مدت چند ساعت مطالعه خواهیم کرد.

توسعۀ شبکۀ ارتباطی. دوروبرمان را از انسان‌هایی پر کنیم که ذهنی باز دارند و به دنبال فرصت‌های یادگیری هستند. عادت دوستانمان در خود ما نیز عادت می‌شود. با آن‌ها گفت‌و‌گو کنیم، در برنامه‌های مختلف که به توسعۀ دانش کمک می‌کند، شرکت کنیم. آن‌چه را یاد می‌گیریم به اشتراک بگذاریم. بحث‌های دوستانه داشته باشیم. از متخصصان کمک بگیریم. سوال بپرسیم. هر سوالی که نپرسیم یک فرصت برای یادگیری را از دست داده‌ایم! جهان باید کلاس درسی برای ما بشود چه کوچک چه بزرگ.

تمرین و تدریس. تمرین کنیم آن‌چه را که یاد گرفته‌ایم. گوش کردن و خواندن کافی نیست. اگر هنر نقاشی را یاد گرفته‌ایم به موزه‌ها برویم و دربارۀ تابلوها تامّل کنیم. اگر کدگذاری یاد گرفته‌ایم شروع کنیم و کد بنویسیم. یکی از راه‌های موثر دیگر این است که آن‌چه را خواندیم به دیگران یاد بدهیم. تدریس کنیم. تدریس باعث می‌شود تا نقاط ضعف خودمان را پیدا و شکاف‌ها را پر کنیم.  با وجود شبکه‌های اجتماعی و اینترنت کار انتقال و به اشتراک‌گذاری نیز بسیار راحت شده‌است.

رصد و خودسنجی. فرآیند یادگیری‌مان را رصد کنیم و خودمان ارزیاب باشیم. برای رصد یاگیری می‌شود از دفترچه‌ای مخصوص این کار استفاده کرد یا می‌توان از اپلیکیشن‌های موبایلی مثل Momentum استفاده کرد یا خیلی ساده ساعت گوشی را برای برنامه‌ها کوک کرد تا یادآوری کند. برای سنجش هم راه‌های مختلفی وجود دارد مثلا اگر کدنویسی یاد گرفته‌ایم در اینترنت سرچ کنیم یا با دانشگاهیان صحبت کنیم که معیارهای سنجش چه مواردی هستند و  براساس آن‌ها به خودمان نمره بدهیم. یا اگر در حال یادگیری زبان جدیدی هستیم هر چند وقت یک بار به موسسات آموزشی زبان برویم و تست زبان بدهیم.

 

یادگیری سرگرم کننده است، اگر از این سرگرمی لذّت بردیم و ادامه دادیم، می‌توانیم بگوییم داریم به یک یادگیرندۀ مادام‌المعر تبدیل می‌شویم. برای این کار هم کافی است اوّل بخواهیم. ذهن خودمان را برای دریافت هر مطلب جدید و پیش‌بینی نشده آماده کنیم. برنامۀ منطقی و جزئی داشته باشیم. شبکۀ دوستانه‌مان را گسترش بدهیم. آن چه را یاد گرفته‌ایم تمرین و تدریس کنیم و از سنجش خودمان غافل نباشیم.

منابع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Lifelong_learning

https://www.entrepreneur.com/article/245696

https://www.skillsyouneed.com/learn/lifelong-learning.html

https://www.artofmanliness.com/articles/how-and-why-to-become-a-lifelong-learner

https://hbr.org/tip/2016/03/make-learning-a-habit

https://hbr.org/2017/01/make-learning-a-lifelong-habit